خرید بک لینک

معلم شاد و با روحیه

اگر قرار باشد روح دانشآموز پرورش ....

برچسب: نویسنده: حمید حسینی تاريخ: سه شنبه 8 بهمن 1398 ساعت: 2:56

بوی بهار می آید... می شنوی...

چندروز پیش لای خاطرات نوشته هایم را خواندم همه بوی تو را می دهند...

چقدر زیباست حضورت...

هنوز هم هیچکس تو نشد...

Related image

برچسب: نویسنده: حمید حسینی تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:19

دوباره می نویسم

دیگر از آن استرس های قدیم خبری نیست...

این روزها تنها خاطره ای مانده از آن همه جستن ها و یک یاد که پاک نمیشود از صفحه ی دلم...

عزیزی که عزیز خواهد ماند... عزیزی که نام مرد را در ذهنم تداعی می کند...

کسی که در تمام سختی ها کنارم بود و حالا...

نمی دانم آیا همدمی یافته یا خیر...

امیدوارم هر جا هست... سه نقطه ی مرا کنار گذاشته باشد...

برچسب: نویسنده: حمید حسینی تاريخ: دوشنبه 27 اسفند 1397 ساعت: 21:22

نیامده ام که بمانم...

پس گلایه نکن...

بگذار تنها حرفهای مانده را بزنم...

نمیخواهم این چند حرف نگفته راه گلویم را برای همیشه ببندد و سالها بگویم:

کاش گفته بودم...

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 8:24 توسط سكوت| |

برچسب: صبر, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:06

غریبه شده ام برایت... حال دیگر سه نقطه هایت هم سهم من نیست... حال دیگر بود و نبودم هم برایت فرقی نمیکند... به یاد دارم شبی گفتم: او حتی اندازه تو دوستم ندارد... گفتی: مگر من دوستت دارم؟و نفهمیدی... نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 8:31 توسط سكوت| |ادامه مطلب

برچسب: مهر, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:06

لحظه هایم پرشده از تکرار یاد کسی که یادش با دیگریست...

خسته ام...

میشود کمی این کوله بار دلتنگی را تو به دوش بگذاری؟

شاید آنوقت خسته از دنیا بنشینم و یک فنجان چای مهمانت کنم...

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 8:57 توسط سكوت| |

برچسب: خسته,یعنی, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:06

دست هایی که خالی اند فقط برای دعاهای تو جا دارند دست هایی که جز تو را به یاد من نمی آرند... حال من هرروز تنهایم و اینجا سخت دلتنگ توام دلتنگ حرفهایت دلتنگ لبخندهایت و تو نیستی اگر بودی... اگر بودی... نوشته شده در یکشنبه پنجم دی ۱۳۹۵ساعت 17:24 توسط سكوت| |ادامه مطلب

برچسب: اگر,بودی, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:06

آمدم اما دیر تو دیگر نبودی...

دلشکسته رفته بودی...

می خواستم این بار با اسم کوچکت صدایت کنم بی هیچ آقایی...

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 2:16 توسط سكوت| |

برچسب: آقا, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:06

اینک در آستانهی راهی جدید ایستاده ام... درهای روبرو باز نیستند اما اطمینان دارم قفل هم نیستند... و من میتوانم... قطعآ میتوانم... پانوشت: دفاع با همهی بدبختیاش تموم شد و من از این مرحله هم رد شدم... مرحلهی بعد هم به این سختیه؟؟؟نمیدونم! نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:44 توسط سكوت| |ادامه مطلب

برچسب: نقطه,سرخط, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:06

تو نیستی و من تنها بین رویاهایم قدم میزنم... چقدر نبودنت دنیایم را خالی کرده... دیگر خبری از استرس قلمو کاغذ نیست... دیگر... نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 15:21 توسط سكوت| | ادامه مطلب

برچسب: رویا, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:06

دلم گرفته بود

سری زدم به اتاق نبودنت...

عطر تنت دلم را باز کرد...

تو اینجایی حتی اگر از رفتنت سالها گذشته باشد...

برچسب: نویسنده: حمید حسینی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 3:27

کاش یک لونه داشتم قد رویام اونقدی که توش احساس راحتی کنم

اونقدی که نگران اجاره خونه و قسطاش نبودم

اونقدی که نگران سر سال و اثاث کشی نبودم

اونقدی که....

حالم بد گرفته است سخته اینجا نون با منت خوردن...

برچسب: سخته,سخته بلک کتس,سخته رفتن,سخته بلک کتس متن,سخته تنهایی,سخته برام مرتضی اشرفی,سخته نیما علامه,سخته فاتح نورایی,سخته زندگی,سخته ایمان غلامی, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 2:05

سخت است نخواهی...

کجایی؟؟؟

کاش وقتی بهت نیاز داشتم بودی...

برچسب: انتظار,انتظارك صعب,انتظارك صعب كلمات,انتظار الفرج,انتظار الفرج عبادة,انتظارا انتظرت الرب,انتظار الحبيب,انتظارا انتظرت الاله,انتظار خبری نیست مرا,انتظار به انگلیسی, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 2:05

اگه این شبا یادم از دلت گذشت حلالم کن و دعا کن

دعا کن مهرت از دلم بره....فقط همین

برچسب: شبهای قدر,شبهای قدر 1394,شبهاي قدر,شبهای قدر اعمال,شبهای قدر sms,شبهای قدر 1392,شبهای قدر, عکس,شبهاي قدر,اس ام اس,شبهای قدر,مداحی,شبهای قدر اهل سنت, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 2:05

كاش زندگي اين گونه نبود

او دنبال من...

من دنبال تو...

تو دنبال او...

و هيچ يك به ديگري نميرسيم...

كاش گاهي صبر ميكردي و نگاه مي كردي پشت سرت را شايد يكي...

فرياد ميزد اسمت را...وديگر نايي برايش نمانده بود...

پاورقي:اميدوارم زود زود زود عزيزي كه تو بيمارستانه حالش خوب شه بخاطر اينكه خيليا بهش نياز دارن هنوز

به دستاي مهربونش و دل پاكش...

برچسب: هيچ يك سخني نگفتند, نویسنده: حمید حسینی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 2:04

صفحه بندی